قانون جذب

آیا تغییر باورها سخته ؟ | بهترین روش تغییر باورها

با سلام خدمت همه همراهان عزیز

همه میدونیم که باور ها زندگی ما رو شکل میدن ، و آنتونی رابینز هم یک جمله فوق العاده ای داره که میگه انسان ماشین اثبات باورهاشه

یعنی انسان هیچ کار دیگه ای نمیتونه بکنه ، جز اینکه باورهاشو اثبات کنه.

برای درک بهتر باور در ادامه این مقاله همراه ما باشید.

باور چیست؟

باور حاصل تکرار خیلی خیلی زیاد یک فکره ، در کل ما به هر چیزی که توجه میکنیم یک فکری در ذهن ما ساخته میشه ، و وقتی این افکار در ذهن ما بارها و بارها و بارها تکرار میشه تبدیل به عادت فکری یا همون باور میشه.

کار باور چیه؟

کار باور در اصل برای کمک کردن به ما هست ، یعنی چی ؟

روز اولی که دوچرخه سواری میکردیم و یا رانندگی رو قصد داشتیم یاد بگیریم رو بیاد بیارید؟

چقدر انرژی زیادی این کارها از ما می گرفت ، رفته رفته هر چه که ما این کارها رو بارها تکرار کردیم تونستیم اون ها رو به عادت تبدیل کنیم و دیگه از ما انرژی زیادی نمیگرفت.

حال اگر دوباره ما بخواییم این بار یک دوچرخه معکوس رو یاد بگیریم دوباره از ما همونقدر انرژی رو میگیره و ما نیاز به تکرار اون کار داریم تا بشه باور یا همون عادت فکری.

در این بخش می خوام توجه شما رو به این کلیپ فوق العاده زیبا برای درک بهتر باور جلب کنم

 

همونطور که در این کلیپ مشاهده کردین در شروع یادگیری هر موضوعی ما باید انرژی خیلی زیادی رو صرف کنیم تا بتونیم کم کم اون رو به باور تبدیلش کنیم.

حال یک موضوعی مثل همین کلیپ که نیاز به تغییر یک عادت (باور) دوچرخه سواری معمولی رو به دوچرخه سواری معکوس داشت روند کار به چه صورت است .

اگرما این موضوع رو به خوبی درک کنیم برای تغییر دادن باور هامون به راحتی متوجه میشیم که باید چه کارهایی انجام بدیم.

 

چهار مرحله یادگیری کوین ترودو

کوین ترودو یکی از برجسته ترین اساتید موفقیت می گوید برای یادگیری هر علمی ذهن ما از ۴  مرحله عبور می کند که در اصطلاح به این ۴ مرحله ، چهار مرحله یادگیری گفته می شود.

خب مراحل را به ترتیب همراه با توضیح مثال همون کلیپ بالا یعنی دوچرخه سواری معکوس توضیح میدم تا حسابی برای شما قابل درک باشه.

مرحله اول : ناآگاهی و ناشایستگی

یعنی ما نمیدونیم که نمیدونیم .نه اگاهی داریم و نه شایسته چیزی هستیم .این برای زمانی هست که ما اصلا نمیدونیم چیزی به اسم دوچرخه معکوس هم وجود داره ، ما در زندگیمون در خیلی از چیزها در این مرحله قرار داریم.

مرحله دوم : آگاهی و ناشایستگی

یعنی ما میدونیم که نمیدونیم . ما آگاهی داریم نسبت به این دوچرخه یعنی فهمیدیم که آره یک دوچرخه معکوسی هست اما من نمی تونم این رو برونمش .اگر فکر کنم که میتونم ، میشم مثل کسانی که فکر می کنند که میتونن و وقتی که دست به کار میشن میبینن که نه اونا اشتباه می کردند.

این مرحله ای هست که میتونیم اشکالات کارمون رو متوجه بشیم .ینی یک جاهایی ما به اشتباه فکر می کنیم که میدونیم یا میتونیم انجامش بدیم ، ولی متوجه این میشیم که ما داشتیم اشتباه فکر میکردیم.

اگر بخوام تا همینجای کار مثال ها رو به مسائل مالی مربوط کنم میتونم بگم در مرحله اول ما اصلا نمیدونیم که ثروت یعنی چی و اصلا هم شایستگی ثروت رو نداریم.

در مرحله دوم میبینیم که عه یک افرادی هستند که وضعشون خیلی خوبه ، راحت تر زندگی میکنند ، روابط خیلی خوبی دارن و راحت به اینا رسیدن.

بعد ما متوجه میشیم که آها یک موضوعی هست به اسم رفاه مالی و ازش خبر نداشتیم و الان با خبر شدیم ولی هنوزم شایستگیشو نداریم.

مرحله سوم : آگاهی و شایستگی

یعنی ما میدونیم که میدونیم . هم میدونیم و هم اون رو انجام میدیم و به شایستگی میرسیم.

شایستگی یعنی همون باور

این مرحله ، مرحله ای هست که تلاش مارو میطلبه ، ما دیگه آگاهی پیدا کردیم به موضوع و وقتی طبق آگاهی هامون شروع به تمرین و تکرار می کنیم ، هم نتایجی رو می بینیم  و هم کم کم به سمت ایجاد باور جدید یعنی مرحله ۴ وارد می شویم.

در مثال کلیپ ، دیدیم که به مدت ۸ ماه هر روز ۵ دقیقه شروع به تکرار و تمرین رانندگی کردن با دوچرخه جدید می کرد .

مرحله چهارم : ناآگاهی و شایستگی

میدونیم و خود به خود انجام میدیم.

دیگه انقدر اگاهی های ما وارد ذهنمون شده که به صورت خود به خود کارها انجام میشه و تصمیماتی که باید گرفته میشه و این هدف همه ماهاست ، یعنی همون باور.

در این مرحله دیگه ما در زندگیمون معجزه می بینیم .

چطوری به مرحله چهارم وارد می شویم ؟ کی باورمون تغییر می کنه؟

در کلیپ دیدیم که اون شخص گفت یک روزی که مثل همه روزاست ، من تونستم این کار رو انجام بدم ، یعنی تا دیروزش نمیتونستم اما امروز تونستم.

وقتی که ما خیلی در مرحله سوم بمونیم و تلاش کنیم خود به خود به مرحله چهارم وارد میشیم.

دلیل شکست خیلی ها در تغییر باور چیه؟

یکی از عمده ترین دلایل شکست افراد اینه که در این مرحله به اندازه کافی تلاش نمی کنند.

شما یک ماشین رو در نظر بگیرید که روشن نمیشه و ما باید این ماشین رو هل بدیم تا روشنش کنیم .

ما یکم هل میدیم ، باز ده دقیقه استراحت میکنیم ، باز دوباره یکم دیگه هل میدیم باز یکم استراحت میکنیم و اینطوری کاری از پیش نمیبریم.

این مثال شاید برای خیلی هامون اتفاق افتاده باشه.

اما وقتی که هل میدیم ، هل میدیم و همینطوری هلش میدیم کم کم اون ماشین روشن میشه و دیگه ما حتی بهش نمیرسیم.

باورهای ما کم کم مارو حمایت میکنه و به کمک ما میاد.

چرا ما باید باورهامون رو عوض کنیم؟

یکی از دلایل مهمش اینه که تا ما باورهامون رو عوض نکنیم اصلا زندگیمون عوض نمیشه و نمی تونیم به خواسته هامون برسیم.

حالا شاید عده خیلی کمی هم بگن ، من از زندگیم رضایت دارم و این البته جایگاه خیلی خوبیه ،یعنی این رو مطرح کنند که من از همین چیزهایی که دارم حسابی راضیم و چیز بیشتر نمی خوام و خدا رو هم برای اینا شاکرم.

من چرا باید باور هامو عوض کنم ؟

تغییر باورها در قرآن

 

جواب این سوال کلیدی رو من می خوام به وسیله یکی از اشخاص فعال در حوزه مذهبی بدم ،راستی این رو من مطرح کنم که ما در سایت ایده ال سنس ، در مورد باورهای مذهبی خیلی صحبت خواهیم کرد ، چرا که بیشترین ضربه ای که ما خوردیم از باورهای مذهبی هست ، و برای تغییر این باور ها هم خیلی بهتره که از همین اشخاص کمک بگیریم.

طبق گفته حضرت علی (ع) : أفضل العباده غلبه العاده یکی از بالاترین عبادت ها و با فضیلت ترین عبادت ها تغییر عادت است.

توجه شما رو به این کلیپ زیبا جلب می کنم.

 

خب دراین کلیپ قشنگ متوجه این موضوع شدین که تغییر باور چقدر توصیه شده و از اهمیت بالایی برخورداره.

چالش های تغییر باور

چالش شما در تغییر باورهاتون چی بوده؟

این موضوع رو در قسمت نظرات مطرح کنیم تا همه با هم فکری هم بتونیم در این مسیر پر تلاش حرکت کنیم و این مسیر رو به یک مسیر لذت بخش برای خودمون تبدیل کنیم

مسلما تجربیات هر کدوم از ماها میتونه کمک کننده بسیاری دیگه از دوستان باشه.

 

ورود به پیج اینستاگرام قانون جذبورود به کانال تلگرام آموزش قانون جذب

 

نمایش بیشتر

‫۱۰ دیدگاه ها

  1. سلام دوستان وقت بخیر
    من فکر می کنم چالش اصلی در تغییر باورها این هست که من میخوام باورها رو ذهنا تغییر بدم در صورتی که پشت هر باوری کلی مشاهده و احساس و نتیجه هست که باعث شده اون باور کاملا برام منطقی به نظر برسه مثلا من باور دارم که پول سخت بدست میاد جهان هم شرایطی رو برام فراهم میکنه که این باور برام اثبات بشه،آدمهای رو سر راهم قرار میده که سخت پول بدست میارن،صحنه های که پول سخت بدست بیاد و خودمم سخت پول بدست میارم و کلا من رو در فضای قرار میده که هرچی می بینم و می شنوم من رو بیشتر به این نتیجه میرسونه که اره واقعا پول سخت بدست میاد و پشت این باور کلی خاطره،احساس،تجربه و مثال هست که محکمش میکنه.حالا من میخوام این باور رو عوض کنم و میام چندتا کتاب میخونم و اطلاعات جمع میکنم و البته اینها عالی هست و بدون هیچ کسب نتیجه و مشاهده ای میخوام باورم تغییر کنه کاملا مشخصه که کفه ترازوی باور اولی خیلی سنگین تر هست و باور قبلی تغییر نمیکنه،مشکل اصلی اینجاست که ما نمیخوایم بهای تغییر باور رو بدیم و بجای اینکه یک مطلبی رو که آموختیم اینقدر تمرین و تکرار کنیم که خودمون به نتیجه و مشاهده برسیم و با قلبمون قبولش کنیم همش دنبال دانش هستیم تا باور عوض بشه در صورتی که این راه رفتنی هست نه گفتنی چند بار شده ی رشته ورزشی یا هنری رو انتخاب کردیم اما وسط راه ولش کردیم؟ چندبار تصمیم گرفتیم رژیم بگیریم نشد؟چندبار تصمیم گرفتیم ی عادت خوبی رو اجرا کنیم یا عادت بدی رو حذف کنیم اما وسط راه نا امید شدیم؟ علتش چیه ما که میدونستیم باید انجام بشه دلایل کافی هم داشتیم یادگیری رو نمیشه با هیچ کلامی آموزش داد مثلا چطور میشه عطر گل یاس رو برای کسی که تا حالا نبویده توضیح داد یا طعم قورمه سبزی رو؟غیر از اینه که نهایتش بتونیم بگیم خیلی خوش بو هست یا قورمه سبزی خیلی خوشمزس؟آیا واقعا اصل مطلب رو رسوندیم؟اون شخص باید خودش عطر رو بو کنه و خورشت رو بخوره تا بفهمه درک کنه تجربه کنه.دقیقا زمانی که من فقط به دنبال تغییر باورها هستم همین کار رو دارم میکنم یعنی برای ذهنم میخوام عطر گل یاس رو با کلمات تشریح کنم خب چون نمیشه ذهن منم قانع نمیشه تا باورش رو تغییر بده چرا؟چون اینور من فقط چندتا کلمه دارم ولی ذهنم اونور کلی تجربه،منطق،استدلال و مشاهده و کاملا مشخصه که کی پیروز میشه،اکثر آدمهای که میگن نتیجه نمیگیرن از قانون جذب میگن ما میدونیم قانون رو ولی نتیجه نمیگیرم دلیل اصلیش همینه ،در صورتی که قانون باید درک بشه و اون هم فقط با تجربه شخصی و تکرار تکرار و تکراره اینجاست که میگن دانش هرگز مساوی با درک کردن نیست،کلا هر چیزی که توی زندگیم نیست و نتونم ازش استفاده کنم رو نمیدونم!!! حتی اگه بتونم خیلی عالی توضیحش بدم توی یه سمینار ۱۰۰۰ نفری و کلی هم تشویق بشم،در مسیر تغییر باورها با چالش های زیادی روبرو خواهیم شد اما اصلی ترینش اینه که باید به دانستها و دانش عمل بشه و این رو بپذیرم که یادگیری تنها با عمل کردن منتقل میشه نه با انبار کردن اطلاعات و این یادگیری هرگز حتی توسط بزرگترین استادان جذب توسط کلام انتقال پیدا نمیکنه مگر اینکه خودم عملکرد مناسبی داشته باشم و با گوشت و خون درکش کنم،مشکل اینجاست که من میخوام کمبود عملکرد خودم رو با جمع کردن دانش و قشنگ حرف زدن پنهان کنم ولی بعد ی مدت کم میارم و عوض اینکه مسیر رو تغییر بدم میگم لابد اطلاعاتم کمه و میرم دوباره دنبال اطلاعات بیشتر و در نهایت باز هم نتیجه نمیگیرم میگم اصلا نمیشه و نا امید میشم،و اصلا هم به ذهنم نمیرسه که عزیزم تو باید عمل کنی اونم به اندازه ای که بهت گفتن نه اندازه ای که تو دلت میخواد بعد صبر کنی باورت عوض میشه.
    دو صد گفته چون نیم کردار
    موفق باشید😊😊😊

  2. با سلام و عرص ادب
    به نظر من یکی از چالشهای تغییر باور محیط هست و بی توجهی به محیط بازدارنده و ناخواسته ها…انرژی زیادی صرف مقابله و بی توجهی به ناخواسته ها میشه و اینکه ما در حال اموزش هستیم و مثل یک دانش اموز پایه های ابتدایی هستیم و اینکه ممکنه برای تغییر باورها درلحطه یک باور قدیمی در ذهن شروع به تولید فکر میکنه و تلاش روزانه تغییر توجه و تغییر فکر یکم با مشکل مواجه کنه…اما یک بعد مثبت این مساله اینه که یک دفعه باور محدود کننده بروز میکنه و همونجا متوجه میشیم و در ذهنمون خطش میزنیم و بار دیگه بیشتر دقت بیشتری داریم در وارد شدن دوباره اون باور..سپاس از کانال و سایت اموزنده شما⚘⚘

    1. ممنونم ، بله همینطوره ، بی توجهی به چیزی که الان در زندگی ما هست خیلی میتونه کمک کننده باشه ، چون تا زمانی که ما به چیزهایی که هست توجه کنیم ارتعاش همون ها رو دوباره می فرستیم.
      ممنونم از لطفی که نسبت به سایت ما و آموزش های ما داشتید.

  3. با سلام و عرص ادب
    به نظر من یکی از چالشهای تغییر باور محیط هست و بی توجهی به محیط بازدارنده و ناخواسته ها…انرژی زیادی صرف مقابله و بی توجهی به ناخواسته ها میشه و اینکه ما در حال اموزش هستیم و مثل یک دانش اموز پایه های ابتدایی هستیم و اینکه ممکنه برای تغییر باورها درلحطه یک باور قدیمی در ذهن شروع به تولید فکر میکنه و تلاش روزانه تغییر توجه و تغییر فکر یکم با مشکل مواجه کنه…اما یک بعد مثبت این مساله اینه که یک دفعه باور محدود کننده بروز میکنه و همونجا متوجه میشیم و در ذهنمون خطش میزنیم و بار دیگه بیشتر دقت بیشتری داریم در وارد شدن دوباره اون باور..سپاس از کانال و سایت اموزنده شما⚘⚘

  4. سلام
    بسیار عالی تشریح فرمودید آقا سعید و فکر میکنم خود بنده هم همین نقایص رو تا الان داشتم و درگیرش بودم که نتونستم نتیجه گیری خوبی داشته باشم البته نا امید نشدم و دست از کار برنداشتم اما فرمایشاتتون خیلی راه گشا هست.
    ضمناً از جناب زهدی عزیز که بسیار زحمت کشیده و ترتیب چنین کانال خوب و پرمحتوا رو دادند صمیمانه تشکر میکنم امیدوارم کلیه دوستانی که قانون جذبی هستند موفق بشن و همچنین آقا سعید عزیز شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا